محمد موسوى بجنوردى

116

مقالات اصولى ( فارسى )

خصوصيت يا متخصص به خصوصيت ديگر موجود ساخت . مثلا ، اگر طبيعت صلات مأمور بها باشد ، اين طبيعت يك سلسله افراد طوليه دارد و يك رشته افراد عرضيه . و انسان در تطبيق صرف الوجود مخير است كه صرف الوجود صلات را بر صلات اول وقت تطبيق دهد ، يا با صلات وسط وقت ، يا صلات آخر وقت ، يا با صلات متخصص به خصوصيت جماعت ، يا صلات متخصص به خصوصيت فرادى ، و يا به خصوصيت اقامه در مسجد و غير اين‌ها . نيز ممكن است اطلاق و شمول و شيوع مجموعى باشد ، يعنى مجموع من‌حيث‌المجموع موضوع حكم قرار گيرد به نحوى كه اگر مجموع آورده نشود ، امتثال تحقق پيدا نمىكند . در اينجا نيز همان اشكالاتى كه در عموم عنوان مىشد مطرح مىشود ، يعنى مىگويند تعريفى كه براى مطلق مىشود نه جامع است نه مانع ، يعنى نه جامع تمام افراد مطلق است و نه مانع از دخول اغيار . در اين زمينه گفتيم كه اشكال مذكور بر تعريف حقيقى وارد است . اما اگر تعريف ، تعريف حقيقى نباشد و تعريف به اظهر الخواص باشد ، مىتوان پذيرفت كه اين تعريف نه جامع باشد و نه مانع . مقيد نيز مقابل مطلق است ، يعنى شيوع و سريان ( شيوع و سريان استغراقى و مجموعى و بدلى ) به يك صنف و فرد خاص و نيز به خصوصيت خاص مقيد مىشود : مسائل 1 . اطلاق و تقييد در معانى حرفيه راه ندارد برهان اين معنى از آن راه نيست كه معنى حرفى جزئى است . در جاى خود ثابت شده است كه وضع و موضوع له و مستعمل فيه در باب حروف عام است و در عالم كليت بين معنى حرفى و معنى اسمى هيچ‌گونه فرقى وجود ندارد ، يعنى در هر دو آنها وضع و موضوع له عام است . پس ، آنچه بعضى گفته‌اند كه وضع و موضوع له جزئىاند و چون جزئىاند اطلاق و تقييد در آنها راه ندارد درست نيست . لكن ما ، همان‌طورى كه در معنى حرفى گذشت ، قائليم به اينكه معناى حرفى در جوهر -